چشم هايمان هم دود گرفته در اين شهر پردود و دم، ولي روي بيلبوردهاي بزرگ برايمان نوشته اند «آسمان آبي، زمين پاک» که يعني با اين چشم هاي غبار گرفته و افق هميشه کدر هم مي شود به آرمان آسمان آبي فکر کرد.
آسمان آبي، زمين پاک، شعار يک کمپين جديد در پايتخت است که شهرداري راهش انداخته و مي خواهد مردم به بازگشت رنگ آبي به آسمان و برگشت پاکي به زمين شهرشان فکر کنند. گرچه در بيلبوردها توضيحي درباره اين کمپين داده نشده و بايد از حدس و گمان براي درک اهداف آن کمک گرفت، ولي اين شعار با زبان بي زباني خواستار دو چيز است: اصلاح فرهنگ و رفتارهاي ترافيکي و تفکيک زباله از مبدا.
اگر فرهنگ ترافيکي تغيير کند، مردم کمتر از خودروهاي شخصي استفاده خواهند کرد، يا اگر استفاده مي کنند مقابل انجام معاينه فني مستمر، مقاومت نمي کنند و چشم شان را بر دودزا بودن آن نمي بيندند.
اگر فرهنگ ترافيکي اصلاح شود، همه دقيقا بين دو خط خيابان حرکت مي کنند و چون ديگر کسي جلوي کسي نمي پيچد و راه را بند نمي آورد، گره ترافيکي هم پيش نمي آيد و آن وقت اين بنزين هاي سوخته، آسمان مان را اين طور تيره و تار نمي کند.
اگر تفکيک زباله از مبدا جدي گرفته شود، تروخشک برايمان مهم مي شود و حاضر نمي شويم سطل زباله مان معجوني از خشک ها و ترها باشد که ترها کم کم خشک ها را هم تر مي کند و بي مصرف.
اگر اين مقاومت در مقابل تفکيک بشکند زمين هم پاک مي شود، البته به اين شرط که قبل از آن آموخته باشيم جاي زباله روي زمين و درون جوي آب و لابه لاي شاخ و برگ هاي درختان و بوته ها نيست.
کمپين آسمان آبي، زمين پاک براي شهري غرق شده در آلودگي يک نياز واقعي است. اينجا ديگر نفس درنمي آيد و دم فرو نمي رود از شدت آلودگي هوا.
آسمان هم که نمي بارد و به اين شهر قهوه اي رحم نمي کند، پس او که رحم نمي کند ما به حال خودمان دل بسوزانيم که آسمان مان آبي نيست و زمين مان پاک. اما رسيدن به اين مرحله نياز به آموزش دارد و نمي شود انتظار معجزه داشت تا مردم بي اعتناي امروز به يکباره مردم حساس فردا شوند و آن چيزي که کمپين آسمان آبي، زمين پاک کم دارد، همين نکته است.


